به نقل از خبرنگار اقتصادی تابناک؛ این روزها دیگر لازم نیست کسی برای فهمیدن شدت فشار اقتصادی، گزارشهای پیچیده بخواند یا سراغ تحلیلهای تخصصی برود. کافی است به قیمت دلار نگاه کند، سری به بازار بزند یا فقط حسابوکتاب دخل و خرج یک خانواده معمولی را مرور کند. در یک سال و چند ماه اخیر، فشار اقتصادی به شکلی کمسابقه تشدید شده و مستقیم سراغ معیشت مردم رفته است؛ سراغ سفرهای که هر روز کوچکتر میشود و قدرت خریدی که آب میرود.
در چنین وضعی، مدیریت منابع ارزی دیگر یک انتخاب یا توصیه کارشناسی نیست؛ یک ضرورت بیچونوچراست. وقتی کشور زیر فشار شدید اقتصادی و محاصره تجاری قرار دارد، طبیعی است که هر دلار باید با حساسیت بالا هزینه شود. در این وضعیت، سیاستگذار باید شبانهروز حواسش به تعادل عرضه و تقاضای ارز باشد تا بازار از کنترل خارج نشود و شوک تازهای به اقتصاد و جامعه وارد نشود.
ارز کمیاب، خودروی میلیاردی
اما درست وسط همین وضعیت، یک سؤال جدی مطرح است: چهطور در شرایطی که همه از کمبود ارز، فشار تورمی و لزوم صرفهجویی حرف میزنند، مسیر واردات خودروهای لوکس و چنددهمیلیاردی باز شده بود؟ اصلاً این چه نوع اولویتبندی است؟ آیا در اوج فشار اقتصادی، نیاز فوری کشور واردات شاسیبلندهای میلیاردی برای یک قشر خاص است؟
«بدون انتقال ارز»؛ عنوانی شیک برای یک چرخهی پرسود
ماجرا از همان اول هم روشن بود. عنوانش شاید شیک و بیحاشیه به نظر میرسید: «واردات خودرو توسط ایرانیان ساکن خارج از کشور و بدون انتقال ارز». اما در عمل، داستان چیز دیگری بود.
خودروی لوکس وارد کشور میشود، در بازار داخلی با قیمت نجومی فروخته میشود، ریال حاصل از آن دوباره به ارز یا تتر تبدیل میشود و از کشور خارج میشود؛ بعد هم همین چرخه با نامی دیگر و برای فردی دیگر تکرار میشود. اسمش هرچه باشد، حاصلش برای اقتصاد کشور روشن است: فشار بیشتر به بازار ارز، خروج سرمایه و تقویت یک بازی سوداگرانه که نفعش فقط به جیب عدهای خاص میرود.
رژهی لوکسها در نمایشگاهها؛ سفرهی مردم کجا رفت؟
اگر قرار بود این مسیر به نفع مردم تمام شود، باید امروز نشانی از وفور خودروهای اقتصادی و کاهش قیمت در بازار دیده میشد. اما آنچه مردم دیدهاند، نه خودروی ارزانتر است و نه بازار متعادلتر؛ آنچه به چشم آمده، رژه خودروهای میلیاردی در نمایشگاههاست. یعنی در روزگاری که بسیاری از مردم برای تأمین نیازهای اولیهشان زیر فشارند، عدهای مشغول چرخاندن یک تجارت فوقسودآور با کالاهایی هستند که کوچکترین نسبتی با نیاز عمومی جامعه ندارد.
نگرانی از «عرضه» یا از دست رفتن حاشیه سود؟
حالا که دولت تصمیم گرفته این مسیر را متوقف کند، ناگهان صدای اعتراض بالا رفته که چرا جلوی واردات را میگیرید و چرا بازار را با کمبود عرضه مواجه میکنید. اما بیایید صریح باشیم؛ اینجا بحث بازار مردم نیست، بحث بازار لوکسهاست. کسانی که امروز پرچم نگرانی برای «عرضه» دست گرفتهاند، بعید است دلشان برای طبقه متوسط و کم درآمد سوخته باشد. نگرانی اصلی، به احتمال زیاد، از دست رفتن همان حاشیه سودهای کلان و رانت پنهانی است که زیر پوست این ماجرا جریان داشت.
واقعیت این است که در میانه فشار اقتصادی، هر سیاستی که به ثبات بازار ارز کمک کند، از جنس حمایت از معیشت عمومی است. نمیشود از یک طرف درباره تورم و گرانی و کاهش قدرت خرید حرف زد و از طرف دیگر، راههایی را باز گذاشت که به شکل غیرمستقیم ارز را از چرخه اقتصاد خارج میکند.
این استدلال هم که «دلارش را دولت نداده» بیشتر شبیه پاککردن صورت مسئله است. مهم اثر نهایی آن بر بازار ارز و اقتصاد کشور است؛ اثری که در نهایت دودش به چشم مردمی میرود که نه خودروی لوکس سوار میشوند و نه سهمی از این تجارت دارند.
