به نقل از خبرنگار خبرگزاری حوزه، در دومین جلسه صحن ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه که با حضور شخصیت های حقیقی و حقوقی مراکز حوزوی در سالن جلسات مرکز امور نخبگان و استعدادهای برتر حوزه های علمیه بر گزارش شد، اعضای نشست بر ساماندهی نخبگان حوزوی در خدمت به نیازهای جامعه و حکمرانی تأکید کردند.
این نشست با تأکید بر ضرورت بازنگری در الگوهای تربیت و بهکارگیری نخبگان، آیندهنگری در مواجهه با تحولات نسلی و فناوری، پرهیز از موازیکاری میان نهادها و طراحی سازوکارهای اجرایی برای تحقق مصوبات برگزار شد.
در این نشست، اعضای ستاد ضمن بررسی مأموریتها و اولویتهای پیشنهادی، بر ضرورت عبور از رویکردهای صرفاً ساختاری و جلسهمحور و حرکت به سمت برنامههای مسئلهمحور، نتیجهگرا و دارای آثار قابل سنجش در نظام مدیریت سرمایه انسانی تأکید کردند.
ضرورت بازتعریف مأموریتها و اولویتهای ستاد
یکی از محورهای اصلی این نشست، بررسی پنج محور پیشنهادی فعالیت ستاد شامل نخبگان مدیریتی، مدیریت استعداد، شبکهسازی، حل مسئله و نوآوری بود.
اعضای جلسه با تأکید بر اهمیت تعیین دقیق مأموریت ستاد، ضرورت بررسی ظرفیتهای موجود و شناسایی خلأهای نظام مدیریت سرمایه انسانی را مورد توجه قرار دادند. در این زمینه، پرهیز از موازیکاری با نهادهای فعال، تمرکز بر اولویتهای مشخص و بهرهگیری از توانمندیهای اعضای حقیقی و حقوقی، از الزامات اثربخشی فعالیتهای ستاد عنوان شد.
همچنین بر این نکته تأکید شد که ستاد باید ضمن ایفای نقش راهبری، هماهنگی و ایجاد همافزایی میان نهادها، از ورود تصدیگرایانه به مأموریتهای مجموعههای دارای مسئولیت و ساختار اجرایی مشخص پرهیز کند و زمینه شکلگیری پروژههای مشترک و اثرگذار را فراهم آورد.
حرکت از تربیت نخبگان به سمت نقشآفرینی مؤثر
در بخش دیگری از نشست، موضوع تربیت و بهکارگیری نخبگان مدیریتی مورد بحث قرار گرفت. سخنرانان با اشاره به ظرفیتهای علمی و انسانی حوزه، دانشگاه و نظام، بر ضرورت پیوند میان نیازهای واقعی جامعه و برنامههای شناسایی، تربیت، توانمندسازی و بهکارگیری نخبگان تأکید کردند.
در این چارچوب، شناسایی نیازهای اولویتدار کشور، تعیین نقشهای مورد انتظار از نخبگان و هدایت هدفمند استعدادها متناسب با این نیازها، از الزامات ارتقای اثربخشی برنامههای نخبگانی دانسته شد.
همچنین با اشاره به تجربه برخی طرحها و حمایتهای انجامشده در حوزه نخبگان، بر ضرورت سنجش خروجی اقدامات و مشخصشدن آثار آنها تأکید شد. بر این اساس، موفقیت برنامههای تربیت سرمایه انسانی نباید صرفاً با تعداد دورههای آموزشی، میزان حمایتها یا شمار افراد تحت پوشش ارزیابی شود؛ بلکه باید مشخص باشد که این برنامهها چه میزان به حل مسائل حوزه، جامعه و کشور کمک کردهاند.
ضرورت بازنگری در الگوهای تربیت با نگاه به آینده
از دیگر موضوعات مهم این نشست، ضرورت بازخوانی راهبردهای توسعه سرمایه انسانی با توجه به تحولات اجتماعی، نسلی و فناورانه بود.
در این بخش، با تأکید بر لزوم نگاه چندجانبه به مسائل، چهار نسبت اساسی برای بازاندیشی در نظام تربیت سرمایه انسانی مورد توجه قرار گرفت: نسبت دانش و عمل، نسبت تربیت و مسئولیت، نسبت فرد و جامعه و نسبت نسل کنونی با نسل آینده.
بر این اساس، پیشنهاد شد برنامههای تربیتی صرفاً به بهبود فرایندهای آموزشی و تأمین نیرو برای مسئولیتهای موجود محدود نشود؛ بلکه تربیت نیرو برای مسئولیتهای آینده و موقعیتهایی که ممکن است در اثر تحولات اجتماعی و فناوری شکل بگیرند نیز مورد توجه قرار گیرد.
در همین راستا، تحولات نسلی و ضرورت شناخت ویژگیها و اقتضائات نسلهای جدید، بهویژه متولدین دهههای هشتاد و نود، از موضوعات مهم پیشروی نظام مدیریت سرمایه انسانی دانسته شد.
با توجه به میزبانی مرکز امور نخبگان و استعدادهای برتر حوزه، حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد تاکی مدیر مرکز ضمن خیرمقدم و ارائه دستور جلسه اظهار کرد: بنیاد نخبگان حوزههای علمیه با مشارکت شش مرکز حوزوی، زمینه هماهنگی و همافزایی میان مراکز نخبگانی حوزههای برادران، خواهران و مجموعههای حوزوی در قم، خراسان، اصفهان و جامعهالمصطفی را فراهم کرده است. تدوین آییننامهها، اجرای برنامهها از طریق مراکز مربوط و نظارت بر عملکرد آنها، از جمله سازوکارهای این همکاری مشترک است.
وی افزود: شناسایی و حمایت از استعدادهای حوزوی در شش عرصه تحصیل، تدریس، تبلیغ، پژوهش، مدیریت و تربیت تعریف شده است؛ بااینحال، در وضعیت موجود، بخش عمده استعدادهای برتر شناساییشده در عرصه تحصیل متمرکز هستند. بر اساس آمار ارائهشده، از مجموع حدود ۴۸۵۰ استعداد برتر شناساییشده در مراکز حوزوی، نزدیک به ۸۵ درصد در عرصه تحصیل قرار دارند و سهم عرصههای دیگر، بهویژه تدریس و مدیریت، متناسب با ظرفیتها و نیازهای موجود نیست. این وضعیت، بازنگری در شیوههای شناسایی و حمایت از استعدادها را ضروری میسازد.
بازنگری در تعاریف و سطوح شناسایی استعدادهای حوزوی
حجت الاسلام والمسلمین تاکی بیان کرد: در الگوی پیشنهادی جدید، سطوح شناسایی افراد مستعد، استعدادهای برتر، برگزیدگان، نخبگان و مفاخر از یکدیگر تفکیک میشود. همچنین، متناسب با عرصه فعالیت، مراحل شناسایی استعدادها در پایههای مختلف تحصیلی تعریف خواهد شد؛ بهگونهای که شناسایی استعدادهای مدیریتی از سطوح بالاتر تحصیل حوزوی مورد توجه قرار گیرد. در این رویکرد، نخبگی صرفاً به جایگاه یا عنوان علمی وابسته نیست، بلکه برخورداری از خلاقیت و نوآوری برجسته علمی، مهارتی، روشی یا تبلیغی نیز ملاک قرار میگیرد. این تعاریف و تغییرات، در زمان ارائه گزارش، همچنان در مرحله بررسی و تکمیل قرار داشتند.
وی با اشاره به ضرورت اصلاح فرایندهای شناسایی استعدادها و عبور از اتکای صرف به مسیرهای موجود، گفت: در سازوکار فعلی، بخش مهمی از فرایند شناسایی استعدادهای برتر از طریق معرفی افراد ممتاز توسط معاونتهای آموزشی، پژوهشی، تبلیغی و سایر بخشهای مرتبط انجام میشود و سپس ارزیابیهای تکمیلی و مصاحبههای تخصصی صورت میگیرد. بااینحال، همه استعدادهای حوزوی الزاماً در مسیرهای موجود تعریفشده فعالیت نمیکنند؛ ازاینرو، لازم است سازوکارهای مکملی برای شناسایی ظرفیتهای کمترشناختهشده و استعدادهای فعال در میدان فراهم شود.
مدیر مرکز امور نخبگان حوزه های علمیه، توسعه همکاریهای بیننهادی برای تربیت و بهکارگیری نخبگان مدیریتی را اقدامی ارزشمند توصیف کرد و افزود: یکی از جهتگیریهای مهم بنیاد نخبگان حوزههای علمیه، شناسایی طلاب دارای توانمندی مدیریت در عرصههایی همچون تبلیغ و آمادهسازی آنان برای ایفای نقش در نهادهای مرتبط است. در این چارچوب، همکاری با سازمان تبلیغات اسلامی برای توانمندسازی و تأمین نیروی انسانی مستعد در سطوح مدیریتی، از جمله مدیریتهای استانی و شهرستانی، مورد توجه قرار گرفته است. همچنین، طراحی برنامههایی برای حضور مؤثر طلاب توانمند در مدارس استعدادهای درخشان (سمپاد) و نقشآفرینی تربیتی و فرهنگی آنان، از دیگر زمینههای همکاری و توسعه فعالیتهای نخبگانی به شمار میرود.
طراحی سازوکارهای مأموریتمحور برای حضور روحانیت در دستگاهها
در ادامه نیز، حجتالاسلام والمسلمین علی قنواتی، معاون امور طلاب و دانشآموختگان حوزههای علمیه در سخنانی با تأکید بر ضرورت نگاه کلان و راهبردی به این مسئله تصریح کرد: ساماندهی طلاب و روحانیون، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در نسبت با لایههای مختلف حکمرانی، از بنیادیترین مسائل حوزه است که تحقق آن به اثربخشی نظامات و برنامههای حوزوی میانجامد.
وی در تبیین ابعاد این موضوع بیان داشت: ساماندهی طلاب و روحانیون، بهویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در نسبت با لایههای مختلف حکمرانی، از بنیادیترین مسائل حوزه است. تحقق این امر میتواند به اثربخشی نظامات و برنامههای حوزوی بینجامد؛ ازاینرو، لازم است این موضوع با نگاهی کلان و راهبردی و با بهرهگیری از دیدگاههای اندیشمندان و بزرگان حوزه دنبال شود.
حجتالاسلام والمسلمین قنواتی گفت: آمارهای ارائهشده از وضعیت طلاب و دانشآموختگان حوزه علمیه قم، از وجود جمعیت قابل توجهی از نیروهای برخوردار از تحصیلات حوزوی کامل حکایت دارد که برای آنان باید نقشها و جایگاههای متناسب تعریف شود؛ این در حالی است که در عرصههایی همچون تبلیغ، آموزش، پژوهش، مدیریت و فعالیتهای فرهنگی و اجتماعی، همچنان با کمبود نیروی انسانی مواجه هستیم. این وضعیت، ضرورت طراحی نظامی منسجم برای شناسایی، هدایت، بهکارگیری و پشتیبانی از ظرفیتهای انسانی حوزه را دوچندان میکند.
معاون امور طلاب و دانش آموختگان حوزه علمیه اظهارکرد: ساماندهی سرمایه انسانی بدون بازنگری در نظام تعلیم و تربیت، آموزشهای مهارتی و سیاستهای پشتیبان امکانپذیر نیست. نظام آموزشی حوزه باید از ابتدا با توجه به مأموریتهای مورد انتظار از طلاب طراحی شود تا دانشآموختگان پس از طی سالهای طولانی تحصیل، از مسیر مشخصی برای نقشآفرینی متناسب با توانمندیها و نیازهای جامعه برخوردار باشند.
وی گفت: برخی تجربههای نسبتا موفق نسبت به رشد کمی و حضور کیفی و هدفمند و مؤثر طلاب در برخی مأموریتها از جمله طلاب فعال در نهاد تعلیم و تربیت کشور در سالهای اخیر، نشان میدهد که با اتخاذ سیاستها و برنامهریزیهای مناسب میتوان زمینه نقشآفرینی گستردهتر ظرفیتهای حوزوی را فراهم کرد. در این زمینه، باید میان «استخدام در دستگاهها» و «مأموریتیافتن برای خدمت» تمایز قائل شد و سازوکارهایی متناسب با هویت، رسالت و استقلال کارکردی حوزه و روحانیت طراحی کرد.
اولویتبندی کارویژههای حوزه و تقویت نقشآفرینی در حکمرانی
حجت الاسلام والمسلمین قنواتی بیان کرد: با توجه به احصای کارویژههای حوزه و روحانیت، لازم است این مأموریتها متناسب با اولویتها و نیازهای آینده و ضروری جامعه رتبهبندی شوند. حضور مؤثر روحانیت در لایههای مختلف حکمرانی و جامعه، از جمله مدیریتهای حوزوی و غیرفقاهتی و نیز مأموریتهای علمی، پژوهشی و تبلیغی، باید در کانون توجه این اولویتبندی قرار گیرد تا ظرفیتهای علمی و انسانی حوزه بهصورت هدفمند در خدمت حل مسائل کشور و تحقق بخشی به آموزههای دینی قرار گیرند.
وی تصریح کرد: تحقق ساماندهی مطلوب مستلزم بازنگری هماهنگ در نظامات آموزشی، تربیتی، مهارتی، حمایتی و معیشتی و نیز اصلاح روابط میان نهادهای متولی است. نهادهای حوزوی باید بهجای موازیکاری یا خنثیسازی ظرفیتهای یکدیگر، نقش مکمل ایفا کنند و زمینه حضور و فعالیت نیروهای توانمند را در عرصههای مورد نیاز فراهم آورند.
مهندسی نیروی انسانی حوزه بر اساس نیازسنجی جامعه
حجتالاسلام والمسلمین مجتبی درودی، نماینده انجمن مدیریت اسلامی حوزه و عضو حقوقی ستاد، با تأکید بر ضرورت تعیین دقیق مأموریت ستاد و ایجاد تناسب میان ظرفیتهای انسانی حوزه و نیازهای جامعه، تجزیه و تحلیل مشاغل و تدوین شرایط احراز آنها را پیشنیاز برنامهریزی مؤثر برای شناسایی، تربیت و بهکارگیری سرمایه انسانی دانست و بر ضرورت تبیین مأموریت ستاد و تعیین رویکرد نسبت به نخبگان تأکید کرد.
وی افزود: پیش از هر اقدامی، باید مشخص شود که هدف مجموعههای نخبگانی صرفاً شناسایی و کشف استعدادهای برتر است یا تربیت، توسعه و بهکارگیری هدفمند سرمایه انسانی را نیز دنبال میکنند. روشنشدن این رویکرد، به تعیین مسیر فعالیتها، مراحل اجرایی و شاخصهای ارزیابی عملکرد کمک خواهد کرد.
ایجاد تناسب میان خروجیهای حوزه و نیازهای واقعی جامعه
حجت الاسلام والمسلمین درودی ادامه داد: یکی از مسائل اساسی در نظامهای آموزشی، فاصله احتمالی میان توانمندیهای دانشآموختگان و نیازهای واقعی جامعه است. ازاینرو، لازم است نیازهای جامعه به خدمات و نقشآفرینیهای تخصصی روحانیت بهصورت دقیق شناسایی شود تا برنامههای آموزشی و نخبگانی حوزه بتوانند به تأمین مؤثر این نیازها کمک کنند.
پیشنیازهای برنامه ریزی سرمایه انسانی
وی بیان کرد: در مدیریت منابع انسانی، ابتدا باید مشاغل و مسئولیتهای موردنیاز جامعه تجزیه و تحلیل شوند و وظایف، اختیارات و شایستگیهای لازم برای تصدی هر شغل مشخص شود. بر این اساس، میتوان تعیین کرد که برای هر مسئولیت، چه میزان دانش، تجربه، مهارت و توانمندی موردنیاز است و چه افرادی با چه ویژگیهایی باید برای آن تربیت و بهکارگیری شوند.
نماینده انجمن مدیریت اسلامی حوزه اظهارکرد: پس از تجزیه و تحلیل مشاغل و تعیین شایستگیهای موردنیاز، باید مراحل برنامهریزی نیروی انسانی، تعیین تعداد و نوع نیروهای موردنیاز، شناسایی و جذب افراد مستعد، تربیت و توانمندسازی، بهکارگیری و حفظ نیروها بهصورت یکپارچه طراحی شود. در این چارچوب، عرصههایی همچون تبلیغ، تدریس، پژوهش، مدیریت و تربیت باید متناسب با نیازهای واقعی جامعه و مأموریتهای حوزه مورد توجه قرار گیرند.
توجه به شایستگیهای تخصصی و مهارتهای میدانی
وی گفت:تجربه فعالیتهای آموزشی برای نمونه در حوزه تبلیغ نشان میدهد که برخورداری از دانش نظری بهتنهایی برای ایفای موفق مسئولیتهای تخصصی کافی نیست؛ بلکه افراد باید توانایی تحلیل موقعیت، شناخت مخاطب، تشخیص مسئله و انتخاب روش متناسب با شرایط را نیز داشته باشند. بنابراین، تربیت سرمایه انسانی حوزه باید بهگونهای باشد که افراد بتوانند متناسب با اقتضائات محیطی و نیازهای مخاطبان، نقش مؤثر و متناسبی ایفا کنند.
حجت الاسلام والمسلمین درودی افزود: مسائل و اولویتهای حوزه نباید صرفاً بر اساس برداشتهای مدیران یا موضوعات از پیش تعیینشده انتخاب شوند؛ بلکه لازم است از روشهای متنوع مسئلهیابی و دیدگاههای گروههای مختلف، از جمله مدیران، کارکنان و دریافتکنندگان خدمات، استفاده شود. این رویکرد میتواند به شناسایی دقیقتر مسائل واقعی و تدوین برنامههایی متناسب با نیازهای موجود منجر شود.
وی در پایان، بر ضرورت حرکت از شناسایی صرف استعدادها به سمت مدیریت یکپارچه سرمایه انسانی مبتنی بر نیازهای جامعه، تجزیه و تحلیل مشاغل و شایستگیهای مورد نیاز تأکید کرد و گفت: رویکردی که میتواند زمینهساز اثربخشی بیشتر ظرفیتهای علمی و انسانی حوزههای علمیه در عرصههای مختلف اجتماعی باشد.
ساماندهی نخبگان حوزه نیازمند فرایندی پیوسته از پذیرش و آموزش است
حجت الاسلام و المسلمین محسن منطقی؛ نماینده موسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی(ره) و عضو حقوقی ستاد، با تأکید بر ضرورت نگاه جامع و فرایندی به موضوع نخبگان و سرمایه انسانی حوزه، اظهار داشت: ساماندهی مؤثر سرمایه انسانی با اقدامات مقطعی محقق نمیشود، بلکه نیازمند طراحی یک نظام پیوسته است که از زمان پذیرش افراد در حوزه آغاز شود و تا آموزش، نگهداشت، جایابی، هدایت و ارزیابی عملکرد آنان ادامه یابد.
توجه به معیارهای هدفمند در پذیرش
ساماندهی نخبگان از پذیرش باید شروع شود. در مرحله پذیرش باید میان پذیرش عمومی علاقهمندان به تحصیل در حوزه و شناسایی استعدادهای برتر توازن برقرار شود. حوزه به نیروهایی با توانمندیها و نقشهای متنوع نیاز دارد؛ بنابراین، ضمن توجه به استعدادهای ویژه، در پذیرش نخبگان، لازم است معیارهای پذیرش با اهداف و مأموریتهای مورد انتظار از سرمایه انسانی حوزه متناسب باشد.
پیوند آموزش با مهارت و توانمندی اجتماعی
در برنامههای آموزشی حوزه، در کنار تعمیق دانش و فهم علمی، باید به مهارتها و تواناییهای عملی نیز توجه شود؛ بهگونهای که آموختههای حوزوی بتوانند آموختههای خود را در عرصههای اجتماعی امتداد دهند. امروزه ضروری است که طلاب بتوانند توانایی بهکارگیری دانش خود در مواجهه با مسائل واقعی جامعه را پیدا کنند و این امر نیاز به آموزش مهارت دارد.
نگهداشت و پشتیبانی از سرمایه انسانی
نگهداشت نیروی انسانی یکی از مراحل مهم این فرایند است و به اقداماتی فراتر از آموزش محدود میشود. ارتقای مستمر دانش و مهارتهای نخبگان، نیازمند توجه به وضعیت معیشتی طلاب و حمایت از خانوادههای آنان است. چنانکه نیازمند توجه به عوامل مؤثر در استمرار تحصیل و حفظ سرمایه انسانی نخبگانی حوزه است. لازم است سازوکارهای مشخصی برای پشتیبانی از طلاب نخبه در مراحل مختلف مسیر علمی و حرفهای آنان پیشبینی شود.
جایابی هدفمند و متناسب با نیازهای جامعه
باید از پراکندگی و بهکارگیری غیرهدفمند طلاب در نهادها و سازمانهای مختلف پرهیز کرد و برای نقشآفرینی آنان، متناسب با نیازهای واقعی جامعه و ظرفیتهای حوزه، برنامه داشت. به ویژه از به کارگیری نخبگان حوزهای در امور عادی پرهیز شود. در کنار مسیرهای ارزشمندی همچون اجتهاد، مرجعیت و تدریس، باید جایگاههای موردنیاز در نهادهای فرهنگی، آموزشی، اجتماعی و سایر بخشهای کشور شناسایی و برای تأمین نیروی انسانی متناسب با آنها به نسبت نخبگان برنامهریزی شود.
در این میان، مساجد بهعنوان یکی از مهمترین پایگاههای حضور اجتماعی روحانیت، جایگاهی ویژه دارند و باید در نظام جایابی و ساماندهی سرمایه انسانی حوزه مورد توجه قرار گیرند.
هدایت مستمر نیروهای مستقر در میدان
مسئولیت حوزه پس از اشتغال یا استقرار طلبه در یک مجموعه پایان نمییابد. لازم است مراکز حوزهای ارتباط سازمانیافتهای با نیروهای بهکارگرفتهشده برقرار کنند به ویژه نخبگان نباید ارتباط خود را با حوزه قطع کنند. به طور مستمر باید تلاش شود که اهداف و مأموریتهای حوزه برای آنان تبیین و بهروزرسانی شود، دانش و اطلاعات موردنیازشان در اختیارشان قرار گیرد و مسائل و نیازهای موجود و ایدههای خلاقانه آنان در میدان عمل نیز به نظام تصمیمگیری حوزه منتقل شود.
در نهایت، تمام مراحل این فرایند باید بهصورت مستمر ارزیابی شوند. دریافت بازخور از طلاب نخبه، مدیران، مجموعههای محل خدمت و جامعه هدف، امکان شناسایی کاستیها و اصلاح برنامههای نبخگانی را فراهم میکند و موجب میشود نظام مدیریت سرمایه انسانی حوزه، متناسب با نیازهای واقعی و تحولات محیطی بهبود یابد.
این عضو ستاد در جمعبندی سخنان خود، بر ضرورت طراحی نظامی یکپارچه برای مدیریت سرمایه انسانی به ویژه نخبگان حوزه تأکید کرد؛ نظامی که مراحل پذیرش، آموزش، نگهداشت، جایابی، هدایت و ارزیابی را به یکدیگر پیوند دهد و زمینه بهرهگیری مؤثرتر از ظرفیتهای انسانی حوزههای علمیه را فراهم سازد.
هدف ستاد، ایجاد همافزایی میان نهادها و شکلدهی به پروژههای راهبردی و اثرگذار است
حجت الاسلام والمسلمین حبیب اله جلالی فراهانی دبیر ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه، با تبیین پنج محور پیشنهادی فعالیت این ستاد، بر ضرورت تعیین دقیق مأموریتها، طراحی الگوی تعامل میان اعضای حقیقی و حقوقی و تبدیل گفتوگوهای کارشناسی به پروژههای عملیاتی و اثرگذار تأکید کرد.
وی با اشاره به ضرورت دستیابی اعضای ستاد به درک و توافق مشترک درباره مسیر پیشرو، اظهار داشت: پیش از ورود جدی به اجرای برنامهها، باید به دو پرسش اساسی پاسخ دهیم؛ نخست اینکه آیا پنج محور پیشنهادی، اولویتهای مناسبی برای فعالیت ستاد هستند!؟ و دوم اینکه الگوی فعالیت ستاد و نسبت آن با اعضای حقیقی و حقوقی چگونه باید تعریف شود!؟
پنج محور پیشنهادی برای فعالیت ستاد:
۱- تربیت و ساماندهی نخبگان مدیریتی.
۲- طراحی و استقرار سامانههای مدیریت استعداد.
۳- شبکه سازی و حکمرانی شبکه ای.
۴- توسعه خدمات و الگوهای حل مسئله.
۵- نوآوری تمدنی، فرهنگی، اجتماعی و دینی؛ را پنج محور پیشنهادی برای فعالیت این مجموعه برشمرد.
وی با اشاره به منطق انتخاب این محورها تصریح کرد: معیار اصلی در انتخاب موضوعات، صرفاً اهمیت نظری آنها نیست؛ بلکه وجود ظرفیت بالفعل و بالقوه در میان اعضای حقیقی و حقوقی ستاد برای مداخله مؤثر و پیشبرد اقدامات عملی نیز اهمیت دارد. پرداختن به موضوعاتی که ظرفیت اجرایی مشخصی در میان اعضا دارند، میتواند زمینهساز شکلگیری پروژههای واقعی و دستیابی به نتایج ملموس شود.
ستاد؛ بستری برای همافزایی و رفع خلأهای بیننهادی
وی با تبیین جایگاه نهادی ستاد خاطرنشان کرد: مأموریت ستاد نباید ایجاد ساختارهای موازی یا تصدیگری مستقیم در حوزههایی باشد که نهادهای مسئول و ظرفیتهای اجرایی مشخصی دارند؛ بلکه این مجموعه باید بستری برای همافزایی نیروها، هماهنگی میان سازمانها، شناسایی خلأهای موجود و پیشبرد مسائل مشترک فراتر از مرزهای سازمانی باشد.
وی افزود: در این الگو، لازم است از ابتدا مشخص شود که هر پروژه در کدام نهاد مستقر خواهد شد، مسئولیت اجرا بر عهده چه مجموعهای است، منابع و امکانات آن از کجا تأمین میشود و مالکیت و مسئولیت مادی و معنوی نتایج آن به کدام مجموعه تعلق دارد؟ روشنشدن این نسبتها، از مهمترین الزامات جلوگیری از موازیکاری و تضمین اثربخشی فعالیتهای ستاد است.
تبدیل گفتوگوهای کارشناسی به پروژههای ملی
دبیر ستاد، شکلگیری مرکز راهبری نوآوری اجتماعی حوزههای علمیه را نمونهای از ظرفیت همکاری و همافزایی میان نهادها دانست و اظهار داشت: با شکلگیری یک نهاد تخصصی در این حوزه، زمینه فراهم شده است تا مباحث و ظرفیتهای ایجادشده در ستاد، در قالب ساختاری مشخص و دارای مأموریت و امکانات، به اقدامات عملیاتی تبدیل شود. همچنین میتوان با همکاری سایر مجموعههای فعال، پروژههای مشترکی را برای حل مسائل حوزه سرمایه انسانی تعریف و اجرا کرد.
وی با اشاره به موضوع نخبگان مدیریتی نیز تأکید کرد: با توجه به وجود بنیاد نخبگان حوزههای علمیه بهعنوان نهاد رسمی و مسئول این حوزه، ظرفیتهای کارشناسی و توافقهای شکلگرفته در ستاد باید به تقویت برنامههای آن بنیاد و پیشبرد پروژههای مشخص در حوزه تربیت و بهکارگیری نخبگان مدیریتی منجر شود.
کمک به تحقق مأموریت اعضا؛ منطق اصلی تشکیل ستاد
وی در تبیین مبنای مشارکت اعضا در این مجموعه گفت: هر یک از اعضای حقیقی و حقوقی ستاد، مأموریتها و اولویتهای مشخصی دارند. یکی از مهمترین کارکردهای ستاد میتواند فراهمکردن بستری برای طرح این مأموریتها، دستیابی به توافق درباره اولویتهای مشترک و بهرهگیری از ظرفیت سایر اعضا برای پیشبرد آنها باشد.
دبیر ستاد در پایان، ابراز امیدواری کرد: در افق یک تا دو سال آینده، گفتوگوها و تعاملات این مجموعه به شکلگیری چند نهاد، طرح یا پروژه راهبردی و اثرگذار در حوزههای علمیه و نظام منجر شود و تأکید کرد: معیار موفقیت ستاد، صرفاً برگزاری جلسات و تبادل دیدگاهها نیست؛ بلکه باید بتواند با ایجاد همافزایی میان ظرفیتهای موجود، به پیشبرد مأموریت اعضا کمک کند و زمینه تحقق اقدامات مؤثر و ماندگار در حوزه سرمایه انسانی را فراهم آورد.
نظریه مبنا، اصلاح قوانین و سازوکار تحقق؛ سه حلقه مفقوده در راهبری سرمایه انسانی
حجتالاسلام والمسلمین سیدمصطفی رضوی مدیر مرکز تخصصی تربیت مدیر حوزه های علمیه؛ با تأکید بر ضرورت توجه به ماهیت راهبردی و راهبری این ستاد، اظهار داشت: ستاد نباید صرفاً به محلی برای گفتوگو و طرح موضوعات تبدیل شود، بلکه باید با شناسایی حلقههای مفقوده، فعالسازی ظرفیتهای موجود و ایجاد پیوند میان اندیشه و میدان عمل، زمینه تحقق اهداف نظام اسلامی در حوزه سرمایه انسانی را فراهم کند.
تدوین نظریه مبنا برای راهبری سرمایه انسانی
نخستین حلقه مفقوده، دستیابی به نظریهای مبنا و متناسب با مبانی اسلامی برای مدیریت و راهبری سرمایه انسانی است. پیش از ورود به موضوعات جزئی، باید روشن شود که سرمایه انسانی را بر اساس چه مبانی نظری و با چه الگویی تعریف و مدیریت میکنیم.
تجربه فعالیت در حوزه معماری و شهرسازی اسلامی ایرانی نشان میدهد که میتوان با بهرهگیری از اجتهاد فقهی و تبدیل دیدگاههای نظری به الگوها و مدلهای ناظر به میدان، میان مبانی دینی و نیازهای اجرایی پیوند برقرار کرد. در حوزه سرمایه انسانی نیز باید چنین رویکردی دنبال شود تا مبانی نظری به الگوهای عملیاتی و قابل تحقق تبدیل شوند.
شناسایی و اصلاح قوانین مرتبط با سرمایه انسانی
دومین حلقه مفقوده، توجه نظاممند به قوانین و مقررات است. بخشی از مسائل سرمایه انسانی از طریق اصلاح قوانین موجود، تقویت ضمانتهای اجرایی یا تدوین مقررات جدید قابل پیگیری است.
گوینده با اشاره به تجربه تصویب حکمی در قانون جهش تولید مسکن درباره تدوین الگوی معماری اسلامی ایرانی با همکاری حوزههای علمیه، این تجربه را نمونهای از امکان پیوند میان ظرفیت اجتهادی حوزه، قانونگذاری و نیازهای اجرایی کشور دانست.
وی تأکید کرد که ستاد راهبری سرمایه انسانی باید قوانین و مقررات مرتبط با سرمایه انسانی در حوزههای علمیه و نظام اسلامی را شناسایی و از منظر مبانی، کارآمدی و قابلیت اجرا بررسی کند.
طراحی سازوکار تحقق و عبور از گفتوگو به اقدام
سومین حلقه مفقوده، تبیین سازوکار تحقق و پیگیری نتایج است. راهبری، ماهیتی مدیریتی و راهبردی دارد و نباید با تصدی مستقیم امور اجرایی یکسان انگاشته شود؛ هرچند در موارد ضروری، مداخله عملیاتی نیز ممکن است لازم باشد.
براین اساس، ستاد باید ضمن شناسایی مسائل و ظرفیتها، تقسیم کار میان نهادهای ذیربط را تسهیل کند، ظرفیتهای درون حوزه و بیرون از آن را به هم پیوند دهد و تحقق تصمیمات و دستیابی به نتایج مشخص را پیگیری کند.
بازنگری در پارادایم مدیریت در حوزههای علمیه
وی با انتقاد از غلبه الگوهای سنتی و متمرکز مدیریت، خاطرنشان کرد: تحولات سریع دانش، فناوری و نوآوری، بازنگری در شیوههای مدیریت را ضروری ساخته است. نمیتوان با الگوهای ثابت و سنتی، به مسائل پیچیده و متغیر امروز پاسخ مؤثر داد.
وی با اشاره به تفاوت رویکردهای مدیریتی و تغییر مستمر الگوها در برخی نظامهای مدیریتی معاصر، بر ضرورت بررسی انتقادی الگوهای رایج در حوزه و بهرهگیری سنجیده از تجربههای موفق تأکید کرد.
به گفته وی، تحول در مدیریت، پیش از هر چیز، مستلزم بازنگری در مبانی فکری و تغییر نگرشهای حاکم است؛ ازاینرو، لازم است پیش از ورود به راهکارهای جزئی، آسیبها و نیازهای بنیادین نظام مدیریت سرمایه انسانی حوزه شناسایی شوند.
پیوند ظرفیتهای نخبگانی حوزه، دانشگاه و نظام اسلامی
وی در پایان تأکید کرد: تحقق اهداف نظام اسلامی در حوزه سرمایه انسانی، نیازمند همافزایی ظرفیتهای نخبگانی حوزههای علمیه، دانشگاهها و مجموعههای اجرایی کشور است. ستاد باید با ایفای نقش راهبری، زمینه تعامل این ظرفیتها و تبدیل توان علمی و انسانی آنها به نتایج ملموس را فراهم کند.
بر این اساس، پیشنهاد شد در کنار بررسی موضوعات تخصصی دستور کار ستاد، سه ساحتِ «نظریه مبنا»، «قوانین و مقررات» و «سازوکار تحقق» نیز بهصورت بنیادین بررسی شوند تا موضوعات تخصصی در چارچوبی منسجم و ناظر به حل مسائل واقعی دنبال شوند.
تأکید بر ضرورت پرهیز از موازیکاری
محمد رمضانی، نماینده مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران و عضو حقوقی ستاد؛ با تأکید بر ضرورت بازنگری در اولویتها و مأموریتهای این ستاد، پیشگیری از موازیکاری با نهادهای موجود، تمرکز بر محورهای اولویتدار و پیشبینی سازوکارهای اجرایی برای تحقق مصوبات را از مهمترین الزامات اثربخشی فعالیتهای آن دانست.
وی با اشاره به گستردگی محورهای پیشنهادی، بر ضرورت تعیین اولویتهای مشخص تأکید کرد و گفت: بهتر است بهجای ورود همزمان به همه محورها، در مرحله نخست یک یا دو موضوع، مانند جذب یا بهکارگیری سرمایه انسانی، در اولویت قرار گیرد تا امکان بهرهگیری هدفمند از ظرفیت نهادهای عضو و ایجاد همافزایی میان آنها فراهم شود.
این عضو ستاد، تعیین دقیق جایگاه و مأموریت آن را از دیگر ضرورتهای پیشرو برشمرد و تصریح کرد: باید مشخص شود که نقش ستاد در حوزه سرمایه انسانی، سیاستگذاری، هماهنگی و همافزایی میان نهادها یا شناسایی ظرفیتهاست.
وی همچنین با اشاره به تجربه برخی شوراها و کارگروههای بیندستگاهی، نسبت به تکرار جلسات و تصویب مصوباتی که به اقدام عملی منجر نمیشوند، هشدار داد و بر لزوم پیشبینی سازوکار مشخص برای پیگیری، نظارت و اجرای تصمیمات تأکید کرد.
وی در پایان خاطرنشان کرد: اثربخشی ستاد در گرو تعیین مأموریت روشن، پرهیز از موازیکاری، تمرکز بر اولویتهای محدود و قابل تحقق و ایجاد ضمانت اجرایی برای مصوبات است؛ بهگونهای که مشارکت اعضا به نتایج ملموس و قابل ارزیابی در نظام مدیریت سرمایه انسانی حوزههای علمیه منجر شود.
حرکت تربیت سرمایه انسانی حوزه از ساختار سنتی به مسئولیتهای آینده
محمدمحسن دوباشی، معاون مجمع ملی مشارکتهای مردمی، همبنیانگذار مؤسسه ایده و تجربه و عضو حقیقی ستاد؛ در این نشست بر ضرورت بازاندیشی در منطق توسعه سرمایه انسانی حوزه با توجه به تحولات نسلی، اجتماعی و فناورانه تأکید کرد.
وی با اشاره به اینکه مسائل آینده حوزههای علمیه را نمیتوان صرفاً از درون ساختارها و الگوهای موجود شناخت، اظهار داشت: «اگر نقطه آغاز ما در طراحی نظام سرمایه انسانی، صرفاً بهبود فرایندهای فعلی آموزش، تربیت و بهکارگیری طلاب باشد، ممکن است نظام موجود را کارآمدتر کنیم، اما لزوماً برای پاسخگویی به نیازهای آینده آماده نخواهیم شد.»
دوباشی با تأکید بر ضرورت بازخوانی راهبردی پیام رهبر شهید انقلاب به مناسبت یکصدمین سال بازتأسیس حوزه علمیه قم، چهار نسبت اساسی را برای تأمل در آینده سرمایه انسانی حوزه مطرح کرد: نسبت دانش و عمل، تربیت و مسئولیت، فرد و جامعه و نسل کنونی با نسل آینده.
وی افزود: این نسبتها ما را با پرسشهایی فراتر از برنامهریزی آموزشی مواجه میکنند؛ از جمله اینکه حوزه چه انسانهایی، برای پذیرش چه مسئولیتهایی و در پاسخ به کدام نیازهای واقعی و آینده جامعه تربیت میکند؟
این عضو ستاد با اشاره به اهمیت پیوند تربیت با نقشآفرینی در میدان واقعی جامعه تصریح کرد: توسعه سرمایه انسانی را نباید صرفاً به رشد علمی افراد یا آمادهسازی آنان برای تصدی جایگاههای تعریفشده محدود کرد. مسئله اساسی آن است که چگونه استعدادها و ظرفیتهای انسانی را کشف و پرورش دهیم تا بتوانند متناسب با تواناییهای خود، مسئولیتهای مؤثری در جامعه برعهده بگیرند.
وی در همین زمینه، بازنگری در برخی پیشفرضهای نظام تربیت، تقسیم وظایف و مسیرهای رشد طلاب را ضروری دانست و بر اهمیت تناسب میان استعدادهای فردی، مسیر تربیتی، نیازهای جامعه و مسئولیتهای اجتماعی تأکید کرد.
دوباشی در بخش دیگری از سخنان خود، تحول نسلی را یکی از مسائل راهبردی آینده حوزههای علمیه دانست و گفت: نسلهای دهه هشتاد و نود، با تجربه زیسته، الگوهای ارتباطی و نسبت متفاوتی با دانش، فناوری و نهادهای اجتماعی در حال رشد هستند. نمیتوان انتظار داشت الگوهایی که برای نسلهای گذشته طراحی شدهاند، بدون بازاندیشی برای نسلهای آینده نیز پاسخگو باشند.
وی افزود: مسئله فقط تربیت نسل جدید برای ورود به ساختارهای موجود نیست؛ باید این احتمال را نیز جدی بگیریم که خود این ساختارها، شیوههای ارتباط اجتماعی و میدانهای نقشآفرینی در سالهای آینده دگرگون شوند.
این عضو ستاد با اشاره به تحولات پرشتاب فناوری، بهویژه هوش مصنوعی، خاطرنشان کرد: وقتی آینده بسیاری از مشاغل، رشتههای تحصیلی و حتی نهادهای آموزشی با پرسشهای بنیادین مواجه است، نمیتوان نظام تربیت سرمایه انسانی را صرفاً بر مبنای تصویری که امروز از جامعه و ساختارهای آن داریم، طراحی کرد.
وی در ادامه با طرح پرسشهایی درباره آینده مدرسه، آموزش، ارتباط نسل جدید با نهادهای دینی و صورتهای جدید حضور و نقشآفرینی روحانیت در جامعه، بر ضرورت ورود جدی آیندهپژوهی به فرایند تصمیمسازی و طراحی نظام سرمایه انسانی حوزه تأکید کرد.
دوباشی اظهار داشت: ما باید در کنار پاسخگویی به نیازهای امروز حوزه، برای آیندهای نیز آماده شویم که بسیاری از موقعیتها، مسئولیتها و ساختارهای آن هنوز شکل نگرفتهاند. این امر مستلزم عبور از نگاه صرفاً ساختارمحور و حرکت بهسوی رویکردی مأموریتمحور، آیندهنگر و مبتنی بر شناخت تحولات جامعه و نسلهای آینده است.
ضرورت بازتعریف نخبگان حوزوی با تأکید بر توانمندیهای میدانی و حل مسائل اجتماعی
حجتالاسلام والمسلمین محمدهادی نظیری، نماینده سازمان تبلیغات اسلامی و عضو حقوقی ستاد، با تأکید بر ضرورت شناخت متقابل ظرفیتهای حوزههای علمیه و دستگاههای اجرایی، بازتعریف مفهوم طلبه نخبه متناسب با نیازهای میدانی و مستندسازی تجربههای موفق اجتماعی را از اولویتهای راهبردی در مدیریت سرمایه انسانی حوزه دانست و در این نشست بیان داشت: ضرورت شناخت و شبکهسازی ظرفیتهای انسانی حوزه: با وجود ظرفیتهای ارزشمند طلاب در سطوح مختلف علمی و اجرایی، همچنان میان این ظرفیتها و نیازهای دستگاههای اجرایی فاصله وجود دارد. تقویت شناخت متقابل، تعامل و همافزایی میان نهادهای حوزوی و دستگاههای اجرایی میتواند زمینه شناسایی، جذب و بهکارگیری مؤثر نیروهای مستعد را فراهم سازد.
بازتعریف مفهوم طلبه نخبه با تأکید بر توانمندیهای میدانی
برخورداری از دانش عمیق دینی و نظام فکری منسجم، بهتنهایی برای راهبری مسائل اجتماعی کافی نیست؛ بلکه توانایی شناسایی و بسیج ظرفیتهای مردمی، هدایت جریانهای اجتماعی و حل مسائل در میدان نیز باید در شناسایی و ارزیابی نخبگان حوزوی مورد توجه قرار گیرد. در این چارچوب، لازم است میان نخبگان علمی و افرادی که از توانمندیهای برجسته میدانی برخوردارند، پیوند مؤثرتری برقرار شود.
مستندسازی و علمیسازی تجربههای موفق اجتماعی طلاب
تجربههای زیسته طلاب در مناطق مختلف، بهویژه در ایجاد و هدایت جریانهای اجتماعی، حل اختلافات و بهرهگیری از ظرفیتهای بومی، سرمایهای ارزشمند برای حوزههای علمیه است. برای نمونه، تجربه موفق یک طلبه در حل اختلافات ملکی در یک منطقه، با تکیه بر شناخت پیوندهای خانوادگی و طایفهای و تقویت روابط اجتماعی، نشان میدهد که حل بسیاری از مسائل اجتماعی صرفاً از مسیرهای رسمی و تخصصی متعارف نمیگذرد. ثبت، تحلیل و تبدیل این تجربهها به دانش قابل انتقال، میتواند زمینه توسعه الگوهای بومی حل مسئله را فراهم کند.
ضرورت اولویتبندی موضوعات و تشکیل میزهای تخصصی
با توجه به گستردگی موضوعات مطرحشده در حوزه سرمایه انسانی، نخبگان مدیریتی، نوآوری اجتماعی و حل مسئله، پرداختن مؤثر به همه این محورها در جلسات محدود صحن امکانپذیر نیست. ازاینرو، پیشنهاد میشود با تشکیل میزها و کمیتههای تخصصی، مسائل و نیازهای دستگاهها بررسی و پیشنویس الگوها و طرحهای پیشنهادی برای بررسی و تصمیمگیری به صحن ستاد ارائه شود.
یکی از عرصههای مهم نقشآفرینی طلاب، شناسایی و پاسخگویی به مسائل ذهنی و فکری مردم و تقویت قدرت تبیین در جامعه است. در این مسیر، سازماندهی ظرفیت طلاب خواهر و برادر در قم، استانها و شهرستانها و فراهمکردن زمینه حضور مؤثر آنان در میدان، میتواند به تحقق رسالت اجتماعی حوزههای علمیه و تقویت جهاد تبیین کمک کند.
تربیت نخبگان باید به حل مسائل جامعه منجر شود
همچنین، سعیدرضا منتظری رئیس بنیاد نخبگان استان قم؛ با تأکید بر ضرورت پیوند میان نیازهای واقعی جامعه و ظرفیتهای نخبگانی حوزه و دانشگاه، خروجیمحوری و هدایت هدفمند نخبگان حوزوی و دانشگاهی بر اساس اولویتهای کشور را از مهمترین الزامات اثربخشی برنامههای تربیت و توسعه سرمایه انسانی دانست.
وی با اشاره به تجربه فعالیت در هر دو محیط حوزوی و دانشگاهی اظهار داشت: حوزههای علمیه و دانشگاهها هرکدام وظایف و مأموریتهای خود را دنبال میکنند و ظرفیتهای ارزشمندی در هر دو مجموعه وجود دارد؛ اما مسئله اصلی، چگونگی شناسایی نیازهای جامعه و هدایت این ظرفیتها در مسیر پاسخگویی به آن نیازهاست.
منتظری افزود: نظام حکمرانی باید بتواند نیازهای جامعه و کشور را بهدرستی احصا و اولویتبندی کند و متناسب با این نیازها، ظرفیت نخبگان حوزوی و دانشگاهی را شناسایی، تقویت و راهبری کند. بر این اساس، برنامههای تربیتی و پرورشی نیز باید با توجه به نیازهای واقعی و میزان تأثیرگذاری مورد انتظار از نخبگان طراحی شوند.
وی با تأکید بر ضرورت سنجش نتایج فعالیتهای نخبگانی تصریح کرد: در چند سال فعالیت در حوزه نخبگان، یکی از مهمترین چالشهای مشاهدهشده، مشخص نبودن خروجی نهایی برخی برنامهها و حمایتهاست. باید روشن باشد که این فعالیتها چه دستاوردی داشتهاند و چه تغییری در حل مسائل حوزه، جامعه و کشور ایجاد کردهاند.
وی خاطرنشان کرد: معیار موفقیت برنامههای نخبگانی، صرفاً برگزاری دورههای آموزشی، ارائه حمایتها یا اجرای طرحها نیست؛ بلکه باید مشخص شود این اقدامات چه مسئلهای را حل کرده و چه اثری در عرصههای دینی، اجتماعی و ملی بر جای گذاشتهاند.
منتظری در پایان، برنامهریزی هدفمند، تعیین زمانبندی مشخص و دستیابی به مصوبات و نتایج قابل ارزیابی را از الزامات فعالیتهای ستاد برشمرد و تأکید کرد: لازم است از همان ابتدا، برای هر برنامه خروجی مشخصی تعریف شود تا بتوان در افقهای پنجساله و دهساله، دستاوردهای راهبری و پرورش نخبگان را بهصورت روشن ارزیابی کرد.
هوش مصنوعی و ضرورت آیندهنگری در مأموریتهای حوزه
اعضای جلسه همچنین با اشاره به سرعت تحولات فناوری، بهویژه گسترش هوش مصنوعی، بر ضرورت بازنگری در برخی پیشفرضهای نظام آموزشی، تربیتی و تبلیغی تأکید کردند.
در این زمینه، تغییرات احتمالی در مشاغل، ساختارهای آموزشی و شیوههای ارتباطی نسل جدید، ضرورت آیندهپژوهی در طراحی مأموریتها را دوچندان میکند.
بر این اساس، تأکید شد که برنامهریزی برای تربیت سرمایه انسانی باید علاوه بر پاسخگویی به نیازهای فعلی، سناریوهای آینده را نیز در نظر بگیرد و نسبت میان مأموریتها، تحولات محیطی و نیازهای نسلهای آینده را بهصورت مستمر مورد بازبینی قرار دهد.
همچنین ضرورت بررسی آینده نهادهایی مانند مدرسه و نظام آموزش رسمی و پیامدهای احتمالی تحولات آنها برای نقشآفرینی نهاد حوزه و نهاد روحانیت، بهعنوان یکی از زمینههای نیازمند مطالعه و برنامهریزی مورد توجه قرار گرفت.
تعیین سازوکار اجرایی و پرهیز از موازیکاری
یکی دیگر از محورهای مورد تأکید در این نشست، ضرورت تعیین جایگاه هر اقدام، مسئولیت نهادهای مرتبط و سازوکار پیگیری مصوبات بود.
اعضا با اشاره به تجربه برخی شوراها و کارگروههای بیندستگاهی، نسبت به تبدیلشدن جلسات به محلی برای تبادل نظر بدون دستیابی به نتایج عملی هشدار دادند و تأکید کردند که برای هر برنامه باید مسئول اجرا، زمانبندی، منابع مورد نیاز و شاخصهای ارزیابی مشخص باشد.
در این چارچوب، نقش ستاد در ایجاد ارتباط میان ظرفیتهای موجود، رفع خلأهای بیننهادی و کمک به پیشبرد مأموریتهای مشترک مورد تأکید قرار گرفت.
همچنین شکلگیری نهادهای تخصصی در برخی حوزهها، از جمله مرکز راهبری نوآوری اجتماعی حوزههای علمیه و ظرفیتهای بنیاد نخبگان حوزههای علمیه، بهعنوان زمینههایی برای تبدیل مباحث کارشناسی به اقدامات عملیاتی مورد توجه قرار گرفت.
حرکت به سمت شکلگیری پروژههای راهبردی
در جمعبندی مباحث، بر ضرورت دستیابی به توافق مشترک درباره محورهای مأموریتی ستاد، تعیین الگوی تعامل با اعضای حقیقی و حقوقی و طراحی مسیر تبدیل پیشنهادها به پروژههای عملیاتی تأکید شد.
بر این اساس، انتظار میرود فعالیت ستاد بهگونهای سامان یابد که ضمن استفاده از ظرفیت نهادهای موجود، زمینه شکلگیری طرحها و پروژههای مشترک و اثرگذار در حوزه تربیت و مدیریت سرمایه انسانی فراهم شود.
همچنین بر ضرورت تعیین خروجیهای قابل ارزیابی برای برنامهها و امکان سنجش دستاوردهای آنها در افقهای زمانی مشخص تأکید شد تا نتایج فعالیت ستاد در قالب اقدامات ملموس، حل مسائل اولویتدار و ارتقای اثربخشی نظام سرمایه انسانی قابل مشاهده باشد.
محور مشترک مباحث این نشست، ضرورت عبور از نگاه صرفاً ساختاری و فعالیتهای پراکنده به سمت نظامی هماهنگ، آیندهنگر و نتیجهگرا در مدیریت سرمایه انسانی بود؛ نظامی که بتواند ظرفیتهای علمی و انسانی حوزه، دانشگاه و نظام را متناسب با نیازهای امروز و فردای جامعه سازماندهی کند و از طریق همافزایی نهادها، زمینه نقشآفرینی مؤثرتر نخبگان را فراهم آورد.
گزارش از اکبر پوست چیان
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
برگزاری دومین جلسه ستاد راهبری سرمایه انسانی حوزههای علمیه
