به گزارش گل پرس ، یکی از علاقمندان به حمید علیدوستی کاپیتان تیم ملی است. کریم باقری که اتفاقا از نظر منش و رفتار بیشباهت با حمید خان نبوده و مورد احترام و علاقه همه جامعه فوتبال ایران است. کریم باقری که به شدت از درگذشت حمید علیدوستی متاثر شده، در یادداشتی کوتاه اندوه خود را از فقدان این چهره درخشان فوتبال ایران ابراز میکند:
یک روز بعد از تهران، یکشنبهها باید خودت را به دکه روزنامهفروشی میرساندی تا هفته نامههای مشهور آن زمان (دنیای ورزش و کیهان ورزشی) را از دست بقیه در بیاوری و خریداری کنی. خانواده ما عشق فوتبال بودند و من با خواندن مطالبی درباره بازیکنان تیم ملی در دهه ۱۳۶۰ بزرگ شدم و تک تک آنها را دوست دارم و در فرصتهای محدودی که بازی آنها را از تلویزیون کوچک ۱۴ اینچ توشیبا میدیدیم، در ذهن میسپردم.
پرواز با پیراهن کشاورز در جدال با علی دایی و پرسپولیس در سال ۷۴. جدالی که با تساوی بدون گل خاتمه یافت. باقری چند باری توسط سیروس قایقران در خط میانی به بازی گرفته شد اما اغلب زوج فریبرز مرادی(شماره ۳در تصویر) در خط دفاعی بود. او با پیراهن کشاورز و با ضربه سر به استقلال هم در این سال گل زد و در پایان فصل با شکستن رکورد رقم انتقال تا آن زمان راهی پرسپولیس شد
سالها بعد وقتی حمید علیدوستی را در رقابتهای باشگاهی تهران از نزدیک دیدم، رویام نمیشد خودم را به او برسانم و بگویم که چقدر دیدن بازیها و گلهایش من و همنسلانم را به موفقیت در فوتبال و تقلید آن حرکات تشویق کرده است.
حمید خان در آن زمان به تیم سایپا رفته بود. جالب است بدانید که ما پیراهن یک باشگاه را به تن کردیم. او مدتی در کشاورز بازی کرد و اولین باشگاه تهرانی من بعد از تراکتور هم تیم کشاورز بود. حمید خان از کشاورز به سایپا رفت و در دو سال متوالی قهرمان لیگ ایران بود که من دیگر در آن زمان خودم را آماده میکردم که به پرسپولیس بروم. آن موقع بیشتر بازیهای ما در ورزشگاه شیرودی برگزار میشد که قبلا متعلق به بازیکنان بزرگی مثل حمید علیدوستی، ناصر محمدخانی، شاهرخ بیانی، مجید نامجومطلق، محمد پنجعلی و… بود.
آنها نسلی بودند که باوجود کمبودها و در شرایط جنگی، فوتبال را حفظ کرد و به نسل بعدی سپرد. آنها میتوانستند قهرمان جام ملتها شوند و به جام جهانی صعود کنند، اگر شرایطی که ما در آن فوتبال را ادامه دادیم، داشتیم. با این حال در همان شرایط هم حمید علیدوستی کار بزرگی کرد و در بوندسلیگا دو برای دو تیم بازی کرد. آن زمان تا جایی که من میدانم فقط میتوانستند یک بازیکن خارجی بگیرند و استخدام یک بازیکن ایرانی کار بسیاربزرگتری از زمانی بود که نسل بعدی لژیونرها، از جمله خود من، عازم آلمان شد.
حمید خان کم حرف و دور از محافل فوتبالی بود اما هر وقت همدیگر را میدیدیم، دقایق خوشی را با هم میگذراندیم. او شاید با کلاسترین فوتبالیستی است که فوتبال ایران به خود دیده، چه از نظر بازی و چه سایر جنبههایی که در موردش صحبت میکنند. خیلی خوشحالم که این اواخر از کتابخانه بیرون آمده و با باشگاه چادرملو وقت بیشتری را در زمین فوتبال میگذراند. چند باری ویدیوهایش را دیده بودم که درباره بیماری حرف میزند و بازیکنان چادرملو را به مبارزه فرا میخواند و این، تحسین مرا به او بیشتر کرد. حیف که عمرش به دنیا نبود و از دیدار و مصاحبت بیشتر با او محروم شدیم.
با این حال حمید علیدوستی برای من یک بازیکن غیر قابل جایگزین باقی خواهد ماند. کسی که میتواند یک الگوی واقعی برای همه فوتبالیستهایی باشد که شاید امروز آنطور که انتظار دارند، موردعلاقه مردم نیستند.
روحت شاد حمید خان.
